عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )

22

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )

اين نامه - كه گويا ابن عربى بدان پاسخى نداده است - از بعض نكته‌هاى مبهم سخن سر مىكند كه در مكتوبات آن شيخ و استاد بوده و سعد الدين يا به‌خوبى آنها را درك نكرده يا براى آنها راه حل‌هايى اندك متفاوت پيشنهاد مىكند . به هر صورت از آن چنين برمىآيد كه وى ازين مكاتيب با كمال دقت و رغبت بهره مىجسته و در آنها موضوعاتى براى تفكّر و تأمل مىيافته است . علاوه بر توجّه به كتاب التجليّات ، اين مسائل به‌ويژه به پاسخ‌هاى عارفى از اهل اندلس به سؤالات حكيم ترمذى در باب مسألهء ولايت ارجاع دارد ، كه فى نفسه مسئلهء خاصى است . وانگهى سخن از تفحّصات و تفكّرات حروفيه در آن به ميان است كه بسى غامض و مبهم مىباشد و خود شيوهء حمويه است . ما بدين‌سان مىتوانيم نخستين مرحلهء قبول انديشه‌هاى ابن عربى در محافل صوفيّهء ايرانى را به طور طبيعى درك كنيم ، و بدون ترديد اهميت تاريخى مصنّفات نسفى شاگرد حمويه در همين سادگى و روشنى نوشته‌هاى وى به زبان فارسى نهفته است . « 1 » نسفى در ديباچهء كشف الحقائق اظهار مىكند كه : « بدان كه در ماه جمادى الاوّل سال 680 هجرى ، در ولايت فارس بودم ، در شهر ابركوه . چون از شب دهم نيمه‌اى گذشت ، اين بيچاره نشسته بود و چراغ در پيش نهاده و چيز مىنوشت . در آن وقت خواب در ربود . پدر خود را ديدم كه از در درآمد ، برخاستم و سلام كردم . جواب داد و گفت كه رسول ( ص ) با شيخ ابو عبد اللّه خفيف و شيخ سعد الدين حموى رحمهما الله در مسجد جمعهء ابركوه نشسته تو را مىطلبد . با پدر به مسجد رفتم ، رسول را ديدم با ايشان نشسته . سلام كردم جواب دادند و هر يك مرا بنواختند و چون بنشستم ، رسول فرمود كه امروز شيخ سعد الدين حموى از تو حكايت مىكرد و خاطرش نگران و متعلق حال تو مىبود . حكايت آن بود كه مىگفت كه معانى كه من در چارصد

--> ( 1 ) اجازه نامهء نجم الدين كبرى در دو نسخه صادر شده است : نسخهء موجود در اياصوفيه ، به شمارهء 2088 ، برگ 214 پشت صفحه ( دو نوشتهء حمويه مندرج در نسخهء خطّى به ترتيب مورخ به تاريخ 736 و 741 هجرى است ) و نسخهء شهيد على پاشا به شمارهء 2800 ، 29 و ، 30 و ( از نسخهء نخستين در سال 721 هجرى رونوشت برداشته شده است ) . تنها نسخهء اخير حاوى تاريخ مذكور است . سفينه‌اى كه از آن سخن رفت اساس مقالهء آقاى سعيد نفيسى ذيل عنوان « خاندان حمويه » قرار گرفته است ( نكته‌هاى شگفت علمى و ادبى ، ص 39 - 6 ) ، وى در آن اثر شواهد ديگرى از زندگانى سعد الدين و نيز رباعيّات منسوب به دو آورده است . نامهء سعد الدين حمويه به ابن عربى جزء نسخهء خطى شمارهء 1191 كتابخانهء دكتر ميناسيان مىباشد كه در سال 880 هجرى استنساخ شده است . اين مكتوب را هانرى كربن در اثر خود به نام 6 . nte . 52 . p , 8591 siraP , ibarA'nbI'd esmsifuos el snad ecirtaerc noitanigamI'L آورده و آن را در سياق مسائل روحانى درج كرده و اهميت آن را در تاريخ تصوّف ايران متذكر گرديده است .